دکتر غلامحسین حیدری تفرشی

وب سایت شخصی دکتر غلامحسین حیدری تفرشی

امام صادق(ع)

امام صادق(ع) ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت، سر سلسله‌ای از تبار پاکان است که بر دوست و دشمن آفتاب‌گونه به یکسان می‌تابید منتهی از آن سرچشمه فیاض نور و ایثار و ایمان سرشار هر کس به قدر خود بهره‌ای می‌گرفت و خوشه‌ای می‌چید تولد امام(ع) هم زمان با سالروز ولادت رسول اکرم(ص) هفدهم ماه ربیع الاول به سال هشتاد و سه هجری (آغاز قرن هشتم میلادی) است. در دودمان رسالت و نبوّت نوزادی از سلاله پاک رسالت و از صلب امام باقر(ع) پیشوای پنجم شیعیان جهان قدم به عرصه حیات گذاشت و جهانی از صفا و نورانیت و علم و دانش را به دوستداران خود به ارمغان آورد و منشأ تحولات و دگرگونی‌هایی در جهان اسلام و فضیلت و دنیای معنویت و انسانیت گردید.

او ۱۵ سال تحت تربیت نیای بزرگش امام سجاد(ع) زینت سالکان راه حقیقت و معرفت به سر برد و ۱۹ سال پس از آن تحت توجهات پدر عالی‌قدرش امام باقر(ع) قرار گرفت و در محیط مدینه و خاندان وحی و قرآن رشد و نمود کرد و کسب فضیلت و معرفت را آغاز نمود. ایشان نمونه بارز و مظهر صفات پسندیده و اخلاق حمیده بود. او در گفتار خود راستگو و در پویندگی حقیقت درستکار و دانشمند و عامل به گفتار خویش بود تا اینکه در سن ۳۷ سالگی شاهد شهادت پدر گران‌قدرش امام باقر(ع) بود.

مقام پیشوایی و امامت که بر اساس اصل نصّ و تصریح پیشوای قبلی و علم امام صورت می‌پذیرد در وجود امام صادق(ع) جمع بود. ازاین‌رو امامت او یکی از حساس ترین دوران‌های تاریخ اسلامی (حساس هم از جنبه‌های مذهبی و آئینی و هم از جنبه‌های سیاسی و اجتماعی) منطبق بود. ایشان دارای اخلاص و صدق سرشار از صفا بلکه سرچشمه و منبع خلوص و صفا بود. او ثمره دودمان رسالت و جوینده راستگوی حقیقت‌ها نامیده می‌گشت و از چشمه جوشان علم و دانش خود همگان را بهره ور می‌ساخت. امام صادق(ع) دارای صبر و استقامت در برابر مصائب و شداید بود. هرگز لب به شکوه و ناله نمی‌گشود و در سخاوت و ایثار یادگار راستین و صادق علی بن ابی‌طالب(ع) بود. از دیگر خصوصیات امام(ع) عفو و گذشت و بزرگواری و سماحت کم نظیر بود. او هرگز بدیها را با بدی مقابله به مثل نمی‌فرمود بلکه با وجه بهتر و به صورت نیکوتر و شایسته‌تر خوش رفتاری می‌ نمود. او دارای سجایای اخلاقی و فضایل انسانی و صفات ملکوتی والاتر از آن قرار گرفته است که بتوان در باب آن سخن گفت. از نظر موقعیت اجتماعی و مقام عالی رهبری اسلامی و با نگرش به فضای سیاسی و اجتماعی آن روز به ویژه دوران تحول فرهنگی و انقلاب آموزشی برخورد افکار و تلاقی عقاید یکی از مسائل طبیعی و ضروری آن جامعه به شمار می‌آمد و طبیعی بود که امام صادق(ع) مورد مراجعات گوناگون قرار گیرد ولی او نه تنها از این برخوردها گریزان نبود بلکه بر حسب مقام رهبری و راهنمایی همواره با صاحبان عقاید و آرای گوناگون و ارباب ملل و نحل متفاوت به بحث و گفتگوی آزاد می‌نشست، به سخنان آنان به دقت لازم گوش فرا می‌داد و با منطق قوی پاسخ می‌گفت.

«از سوی دیگر با توجه به وسعت دید علمی امام صادق(ع) و با توجه به بررسی‌ها و نظرگاه‌های علمی و فقهی آن بزرگوار در برخورد با مسائل فقهی و عقیدتی آن روز و با توجه به دوران رشد و نمای اندیشه‌ها و بروز طلوع عقاید و افکار گوناگون امام صادق(ع) روشنگری و توضیح اصول اعتقادی و علمی مکتب امامت و فقاهت را بر عهده گرفت و اعتقادات راستین را برملا ساخت و نهضت فکری اصیل را از گزند آفات و حوادث مصون داشت. انحرافات و کجروی‌ها را از حدود و ثغور آن مطرود ساخت و سخنان و طرح‌ها و تعالیمی را القا نمود که مدرک و منبع قواعد و قوانین اسلامی گردید که هم اکنون بیش از صد قاعده مهم در فقه جریان دارد و هزاران مسئله فقهی از آنها استنتاج می‌گردد که اغلب ملهم و متّخذ از سخنان و فرموده‌های آن بزرگوار می‌باشد که ریشه به پیامبر اسلامی می‌رساند…».[۱]

مکتب علمی امام صادق یا پیشوای ششم از آن نظر مورد اهمیت است که او حقیقت اسلام را نشان داد و جامعیت آن را مطرح کرد. ازاین‌رو امام صادق(ع) مدرسه‌ای را در مدینه قلب کشورهای اسلامی بوجود آورد.

این مدرسه دانشگاه بزرگی بود که طبق احصاء و شمارش حافظ ابوالعباس بن عقده در کتاب مستقلی تعداد راویان رجال فقه و حدیث آن به چهار هزار تن می‌رسید و در میان آنان نوابغ و متخصصین و دانشمندان نام آوری وجود داشتند که اسامی برخی از آنها هم اکنون در کتاب های علمی اروپا نیز زبانزد خاص و عام می‌باشند که شیخ مفید نیز در ارشاد تعداد آنان را چهار هزار تن می‌نگارد، سید علی نیلی در کتاب الانوار همانند شیخ مفید اظهار نظر می‌کند. شیخ طبرسی در اعلام الوری و ابن شهر آشوب هم در مناقب گفتار او تأیید می‌کند و همچنین محقق حلّی در کتاب فقهی خود «معتبر» نزدیک به چهار هزار تن از شاگردان امام را نام می‌برد. هم چنانکه شهید اول در کتاب فقهی «ذکری» آنان را چهار هزار تن از مردم عراق، شام، حجاز می‌داند و این همه شاگرد و فارغ‌التحصیل و این همه دانش‌اندوز با وجود آنهمه فشار سیاسی و اختناق اجتماعی می‌تواند یکی از معجزات تاریخ به شمار آید؛ در صورتی که اگر امام(ع) آزادی عمل کامل و فراغت حال مناسب می‌داشت می‌توانست استعدادهای بزرگی را بپروراند و جهان اسلام را بیش از پیش شکوفا سازد همان طور که گذشت مکتب تربیتی و مدرسه علمی امام(ع) یکی از پربارترین حوزه ‌های علمی در جهان اسلام به شمار می‌آید که تعداد کثیری از فارغ التحصیلان مؤمن و متعهّد را به جامعه اسلامی تحویل داده است که از نظر کمّ و کیف در نوع خود بی نظیر یا کم نظیر می‌باشد که می‌توان به برخی از این شاگردان اشاره‌ای کرد. ۱٫ محمد بن مسلم ۲٫ جابر بن یزید جُعفی ۳٫ زراره ابن اعین ۴٫ حمران ابن اعین شیبانی ۵٫ مفضل بن عمر جعفی ۶٫ اَبان بن تَغلب

دوران زندگی امام(ع) در عرصه سیاست و اجتماع هم زمان با حکومت ۱۰ تن از حکمرانان و زمامداران خودسر اموی و ۲ نفر از حکمرانان عباسی بوده است که برخی را در ایام طفولیت و برخی دیگر را در ایام امامت درک کرده اند که عبارتند از: ۱٫ عبدالملک پسر مروان ۲٫ ولید پسر عبدالملک ۳٫ سلیمان پسر عبدالملک ۴٫ عمر پسر عبدالعزیز ۵٫ یزید پسر عبدالملک ۶٫ هشام پسر عبدالملک ۷٫ ولید پسر یزید پسر عبدالملک ۸٫ یزید ناقص پسر ولید پسر عبدالملک ۹٫ ابراهیم پسر عبدالملک ۱۰٫ مروان بن حکم معروف به «مروان حمار»

(آخرین نفر از سلسله آل امیه) و از حکمرانان عباسی با دوران «عبدالله سفاح و برادرش منصور دوانیقی معاصر بوده است. بنی عباس پس از آنکه با دستیاری و کمک علویان حکومت بنی امیه را ساقط کردند و خود بر اریکه ی حکومت تکیه زدند به سوی بنی فاطمه برگشتند و با تمام نیرو برای از بین بردن خاندان رسالت کوشیدند، عده‌ای را گردن زدند و جمعی را زنده به گور ساختند و دسته‌ای را در میان دیوار می‌گذاشتند، خانه امام ششم را آتش زدند و چند بار خودش را به عراق جلب نمودند. بدین سبب در اواخر زندگی امام ششم تقیه شدیدتر گردید و آن حضرت چون تحت مراقبت شدیدی بود جز «خواص» شیعه را نمی‌پذیرفت و بالاخره بوسیله منصور خلیفه دوم عباسی مسموم و شهید گردید. شهادت امام صادق(ع) در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ هجری رخ داد. تحمل وجود علمی امام بر ستمگران و بی فضیلت‌ها سنگین و غیر قابل تحمّل بود تا اینکه با دسائس و نقشه‌های گوناگون بعد از چندین بار که شبانه به منزل او یورش بردند و در دل شب از منزل بیرون کشیدند و به تبعید از وطن خود مجبور ساختند و بالاخره با سمّ که قاتل شخصیت های بزرگ آن روز بود مسموم ساختند و بدن مطهرشان را در بقیع و در جوار پدرشان به خاک سپردند».[۲]

در مورد شهادت با سمّ امام(ع) و اینکه این سمّ به وسیله عوامل منصور صورت گرفته است از دانشمندان و مورخین اهل سنت افراد زیر اعتراف کرده اند.

  1. مسعودی در مروج الذهب، ج ۲، ص ۲۱۲
  2. ابن الصباغ مالکی در الفصول المهمه، ص ۱۲۰
  3. ابن حجر عسقلانی در الصواعق المحرقه، ص ۱۲۰٫

[۱]- طبق احصاء مرحوم شهید ثانی در تمهید القواعد بیش از یک صد قاعده اصولی و طبق احصاء بررسی مرحوم آیه الله میرزا حسن بجنوردی در القواعد الفقهیه بیش از شصت قاعده فقهی جریان دارد.

[۲]. کلینی، محمد یعقوبی، اصول کافی، ج ۱، ص ۴۷۲؛ ارشاد مفید، ص ۲۵۴؛ تاریخ یعقوبی، ج ۳، ص ۱۱۹

موضوعات: مناسبات

ديدگاه خود را بيان کنيد