دکتر غلامحسین حیدری تفرشی

وب سایت شخصی دکتر غلامحسین حیدری تفرشی

 نگاهی به سیره پیامبر (ص) با توجه بقران

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

……. اکنون این حقیقت را از لابلاى آیات قرآن و کلمات پیامبر به تفصیل نقل مى‏کنیم:
قرآن در قیامت شفیع است: «نعم الشفیع القرآن لصاحبه یوم القیامه»(۴۳)، پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله نیز فرمود: من اولین شفیع هستم. «انا اوّل شافع»(۴۴)
قرآن، براى تمام جهانیان هشدار است: «للعالمین نذیراً»(۴۵) پیامبر نیز: «نذیراً للعالمین»(۴۶)
قرآن، خیرخواه است: «هو الناصح»(۴۷) پیامبر نیز: «فبالغ فى النصیحه»(۴۸) قرآن، موعظه است: «موعظه من ربّکم»(۴۹) پیامبر نیز مردم را به موعظه دعوت مى‏کند. «و الموعظه الحسنه»(۵۰)
قرآن، مردم را به بهترین شیوه و استوارترین راهها دعوت مى‏کند: «یهدى للّتى هى اقوم»(۵۱) حضرت على‏علیه السلام نیز در مورد پیامبر مى‏فرماید: از راه و رسم پیامبرتان پیروى کنید که بهترین راههاى هدایت است. «و اقتدوا بهدى نبیکم فانه افضل الهدى و استنّوا بسنّته فانّه اهدى السنن»(۵۲)
نگاه به قرآن عبادت است: «النظر فى المصحف عباده»(۵۳) پیامبر فرمود: نگاه به من عبادت است. «النظر الّى عباده»(۵۴)
قرآن، وسیله‏اى است تا مردم از ظلمات به نور هدایت شوند: «کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الى النور»(۵۵) پیامبر نیز مبعوث شد تا مردم را از عبادت بت‏هابه عبادت خدا و از اطاعت شیطان به اطاعت خدا رهبرى کند.(۵۶)
قرآن، کتاب پیروى است: «هذا کتاب انزلناه مبارک فاتّبعوه»(۵۷) دستورات پیامبر نیز باید مورد پیروى قرار گیرد. «ما آتاکم الرسول فخذوه»(۵۸)
قرآن، کتاب رحمت است: «نزّلنا علیک الکتاب تبیاناً لکلّ شى‏ء و هدى و رحمه و بشرى للمسلمین»(۵۹) پیامبر نیز براى هستى جز رحمت نیست. «و ما ارسلناک الارحمهً للعالمین»(۶۰)
تلاوت قرآن و صلوات بر پیامبر هر دو مورد سفارش است. چنانکه امام حسن عسکرى‏علیه السلام فرمود:«اکثروا…تلاوه القرآن و الصلاه على النبى»(۶۱)
قرآن، نور است: «و انزلنا الیکم نوراً مبیناً»(۶۲) پیامبر نیز نور است: «السلام علیک یا نور اللّه»(۶۳)
قرآن، بیان است: «هذا بیان للناس»(۶۴) کلام پیامبر نیزبیان است. «کلامه بیان»(۶۵)
قرآن، مبارک است: «کتاب انزلناه الیک مبارک»(۶۶) پیامبر نیز مبارک است: «فصلّ على محمّد…مفتاح البرکه»(۶۷)
قرآن، پرچم نجات است: «عَلم نجاه»(۶۸) پیامبر نیز پرچم نجات است: «علماً لدلاله علیک»(۶۹)
درباره قرآن، لقب کریم آمده است: «انّه لقرآن کریم»(۷۰) پیامبر نیز معدن کرامت است: «تنشأ فى معادن الکرامه»(۷۱)
باید فرزندان خود را با قرآن گره بزنیم و آنان را با معرفت و اطاعت محمد و آل محمد آشنا کنیم. «ادّبوا اولادکم على ثلاثه خصال: حبّ نبیّکم و حبّ اهل بیته و قرائه القرآن»(۷۲)
قرآن سراسر یقین است: «انّه لحق الیقین»(۷۳) رسول خدا نیز به قدرى عبادت خالصانه کرد که به درجه یقین و باور رسید: «و عبدت اللّه مخلصاً حتى اتاک الیقین»(۷۴)
قرآن شفاست: «و شفاء لمافى الصدور»(۷۵) پیامبر نیز طبیب است: «طبیب دوّار بطبّه»(۷۶)
براى قرآن صفت روشنگرى آمده است: «و قرآن مبین»(۷۷) براى پیامبر نیز. «قل انى انا النّذیر المبین»(۷۸)
قرآن عزیز است: «لکتاب عزیز»(۷۹) پیامبر نیز مایه عزّت است: «اعزّ به الذلّه»(۸۰)
قرآن مردم را به رشد فرا مى‏خواند: «یهدى الى الرشد»(۸۱) پیغمبر نیز مردم را به رشد فرا مى‏خواند: «و هدى الى الرشد»(۸۲)
قرآن حافظ اصول کتاب‏هاى آسمانى است: «مهیمناً علیه»(۸۳) پیامبر نیز حافظ تمام انبیاى پیشین است: «مهیمناً على المرسلین»(۸۴)
قرآن امام است: «علیکم بالقرآن فاتّخذوه اماماً»(۸۵) پیامبر نیز امام است: «و انا…امام المتقین»(۸۶)
قلبى که در آن قرآن است گرفتار عذاب الهى نمى‏شود: «لایعذب اللّه قلباً وعى القرآن»(۸۷) امتى نیز که در میان آنان پیامبر باشد گرفتار عذاب الهى نمى‏شود: «و ما کان اللّه لیعذبهم و انت فیهم»(۸۸)
نه در قرآن انحرافى است: «لم یجعل له عوجاً»(۸۹) نه در پیامبر انحرافى است: «انّک لمن المرسلین على صراط مستقیم»(۹۰)
هم قرآن حرف آخر را مى‏زند: «انّه لقول فصل»(۹۱) هم کلام پیامبر آخرین حرف است. «کلامه الفصل»(۹۲)
آرى پیامبر خداصلى الله علیه وآله قرآن مجسم بود و چون پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله حضرت على‏علیه السلام را در آیه مباهله جان خود دانسته است، پس آن حضرت نیز قرآن مجسم است و اگر در روایات آمده است که نماز بى ولایت على‏علیه السلام قبول نیست، جاى تعجّب نیست. زیرا در آیه غدیر خم خداوند به پیامبرش خطاب کرد که رسالت بدون ابلاغ ولایت قبول نیست: «یا ایّها الرّسول بلّغ… و ان لم تفعل فما بلغت رسالته»(۹۳) اى پیامبر آنچه از طرف پروردگارت به تو نازل شد ابلاغ کن و اگر انجام ندهى رسالت الهى را نرسانده‏اى. آرى رسالت پیامبر نیز بدون ولایت مردود است.
همان گونه که قرآن به فرموده حضرت على‏علیه السلام دریایى است که به عمق آن دسترسى نیست

 

 

، پیامبر عزیز اسلام را نیز نمى‏توان به طور عمیق شناخت. نه تنها او که در باره اهل بیت او نیز مى‏خوانیم که ما به کنه شما نمى‏رسیم. «لا ابلغ من المدح کنهکم» بنابراین هر کس در باره قرآن و پیامبر یا اهل‏بیتش حرفى مى‏زند یا مطلبى مى‏نویسد، در حقیقت مقدار علم خودش را بیان مى‏کند. نظیر کسى که ظرفى در دریا فرو مى‏کند و مقدارى آب برمى‏دارد و مى‏گوید: این دریاست! هرگز دریا در ظرف جا نمى‏گیرد. این مقالات و کتاب‏ها نیز اندازه ظرف ما مى‏باشد. ولى چه کنیم که دوست داریم خود را در راه معرفت و مودّت و اطاعت آنان قرار دهیم و گوشه‏هایى از سیره آن حضرت را به زبان ساده بیان کنیم. البته مراد ما از ساده گفتن، روان گفتن است نه سست گفتن. زیرا فرق است میان ساده و سست. قرآن ساده بیان شده، «یسّرنا القرآن»(۹۴) ولى هرگز سست نیست، بلکه بسیار محکم و استوار است. «احکمت آیاته»(۹۵)، «قولا سدیداً»(۹۶)

۴۲) شرح ابن ابى‏الحدید، ج ۶، ص ۳۴۰ ؛ سنن‏النّبى، علاّمه طباطبایى، ص ۵۶٫
۴۳) نهج الفصاحه، ص ۶۳۳٫
۴۴) فضائل الخمسه، ج ۱، ص ۴۳٫
۴۵) سوره فرقان، آیه ۱٫ در سوره سبأ آیه ۲۸ مى‏خوانیم: «کافّه للناس» پیامبر فرمود: من براى تمام جهانیان فرستاده شدم. «ارسلت الى الخلق کافهّ» فضائل‏الخمسه، ج‏۱، ص ۴۵٫
۴۶) نهج البلاغه، خطبه ۲۶٫
۴۷) نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶٫
۴۸) نهج البلاغه، خطبه ۹۵٫
۴۹) سوره یونس، آیه ۵۷٫
۵۰) نهج البلاغه، خطبه ۱۰۹٫
۵۱) سوره اسراء، آیه ۹٫
۵۲) نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰٫
۵۳) وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۸۵۴٫
۵۴) فضائل الخمسه، ج ۱، ص ۱۷٫
۵۵) سوره ابراهیم، آیه ۱٫
۵۶) نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷٫
۵۷) سوره انعام، آیه ۱۵۵٫
۵۸) سوره حشر، آیه ۷٫
۵۹) سوره نحل، آیه ۸۹٫
۶۰) سوره انبیاء، آیه ۱۰۷٫
۶۱) تحف العقول، ص ۴۸۸٫
۶۲) سوره نساء، آیه ۱۷۴٫
۶۳) موسوعه زیارات المعصومین، ج ۱، ص ۱۴۲٫
۶۴) سوره آل عمران، آیه ۱۳۸٫
۶۵) نهج البلاغه، خطبه ۹۶٫
۶۶) سوره ص، آیه ۲۹٫
۶۷) صحیفه سجادیه، دعاى دوم.
۶۸) صحیفه سجادیه، دعاى ۴۲٫
۶۹) صحیفه سجادیه، دعاى ۴۲٫
۷۰) سوره واقعه، آیه ۷۷٫
۷۱) موسوعه زیاره المعصومین، ج ۱، ص ۱۱۷٫
۷۲) کنز العمال، حدیث ۴۵۴۰۹٫
۷۳) سوره حاقّه، آیه ۵۱٫
۷۴) موسوعه زیاره المعصومین، ج ۱، ص ۹۵٫
۷۵) سوره یونس، آیه ۵۷٫
۷۶) نهج البلاغه، خطبه ۱۰۶٫
۷۷) سوره حجر، آیه ۱٫
۷۸) سوره حجر، آیه ۸۹٫
۷۹) سوره فصّلت، آیه ۴۱٫
۸۰) نهج البلاغه، خطبه ۹۶٫
۸۱) سوره جن، آیه ۲۲٫
۸۲) نهج البلاغه، خطبه ۱۹۵٫
۸۳) سوره مائده، آیه ۴۸٫
۸۴) نهج البلاغه، خطبه ۶۳٫
۸۵) نهج الفصاحه، حدیث ۱۹۷۹٫
۸۶) بحارالانوار، ج ۹، ص‏۲۹۴٫
۸۷) کنز العمال، حدیث ۲۴۰۰٫
۸۸) سوره انفال، آیه ۳۳٫
۸۹) سوره کهف، آیه ۱٫
۹۰) سوره یس، آیه ۴٫
۹۱) سوره طارق، آیه ۱۳٫
۹۲) نهج البلاغه، خطبه ۲۷۹٫
۹۳) سوره مائده، آیه ۶۷٫
۹۴) سوره قمر، آیه ۱۷٫
۹۵) سوره هود، آیه ۱٫
۹۶) سوره نساء، آیه ۹٫

ديدگاه خود را بيان کنيد