دکتر غلامحسین حیدری تفرشی

وب سایت شخصی دکتر غلامحسین حیدری تفرشی

قرآن و امام حسین
 اگر قرآن سیدالکلام است،(۱) امام حسین سید الشهداست.(۲)
اگر در دعاى ۴۲ صحیفه‏ى سجادیه درباره‏ى قرآن مى‏خوانیم: «و میزانُ قِسط» در زیارت امام حسین‏علیه السلام مى‏خوانیم: «اشهد انّک امرتَ بالقسط»(۳)
اگر قرآن موعظه‏ى پروردگار است؛ «موعظه من ربّکم»(۴)، امام حسین علیه السلام در عاشورا فرمود: عجله نکنید تا شما را به حقّ موعظه کنم. «لا تعجلوا حتّى اعظکم بما یحقّ لکم»(۵)
اگر قرآن مردم را به رشد هدایت مى‏کند؛ «یهدى الى الرّشد»(۶)، امام حسین‏علیه السلام نیز مى‏فرماید: من شما را به راه رشد و سعادت دعوت مى‏کنم. «ادعوکم الى سبیل الرشاد»(۷)
اگر قرآن عظیم است؛ «و القرآن العظیم»(۸) امام حسین‏علیه السلام نیز سوابق عظیمى دارد. «عظیم السوابق»(۹)
اگر قرآن حقّ و یقینى است؛ «و انّه لحقّ الیقین»(۱۰) در زیارت امام حسین‏علیه السلام نیز مى‏خوانیم: آنقدر صادقانه و خالصانه عبادت کردى که به درجه‏ى یقین رسیدى. « حتّى اتاکَ الیقین»(۱۱)
اگر قرآن مقام شفاعت دارد؛ «نعم الشفیع القرآن»(۱۲) امام حسین‏علیه السلام نیز مقام شفاعت دارد. «وارزقنى شفاعه الحسین»(۱۳)
اگر در دعاى چهل و دوّم صحیفه‏ى سجادیه درباره‏ى قرآن مى‏خوانیم که پرچم نجات است؛ «عَلَم نجاه» در زیارت امام‏حسین‏علیه السلام مى‏خوانیم او نیز پرچم هدایت است. «انّه رایه الهدى»(۱۴)
اگر قرآن شفادهنده است؛ «و نُنزّل من القرآن ما هو شفاء»(۱۵) خاک قبر امام‏حسین‏علیه السلام نیز شفاست. «طین قبر الحسین شفاء من کلّ داء»(۱۶)
اگر قرآن، منار حکمت است،(۱۷) امام حسین نیز باب حکمت الهى است. «السلام علیک یا باب حکمه رب العالمین»(۱۸)
اگر قرآن امر به معروف و نهى از منکر مى‏کند؛ «فالقرآن آمرٌ و زاجر»(۱۹)امام حسین نیز فرمود: هدف من از رفتن به کربلا، امر به معروف و نهى از منکر است. «ارید أن آمر بالمعروف و اَنهى عن المنکر»(۲۰)
اگر قرآن نور است؛ «نوراً مبینا»(۲۱)، امام حسین نیز نور است. «کنت نوراً فى الاصلاب الشامخه»(۲۲)
اگر قرآن براى تاریخ و همه‏ى مردم است؛ «لم یجعل القرآن لزمانٍ و لالِناس دون ناس»(۲۳)، درباره امام حسین‏علیه السلام نیز مى‏خوانیم که آثار کربلا از تاریخ محو نخواهد شد. «لا یدْرس أثره و لایُمحى رسمه»(۲۴)
اگر قرآن، کتاب مبارکى است؛ «کتاب انزلناه الیک مبارک»(۲۵)، شهادت امام حسین‏علیه السلام نیز براى اسلام سبب برکت و رشد است. «الّلهم فبارک لى فى قتله»(۲۶)
اگر در قرآن هیچ انحرافى نیست؛ «غیر ذى عوج»(۲۷) درباره‏ى امام حسین‏علیه السلام نیز مى‏خوانیم: لحظه‏اى از حق به باطل گرایش پیدا نکرد. «لم تَمِلْ من حقّ الى باطل»(۲۸)
اگر قرآن، کریم است؛ «انّه لقرآن کریم»(۲۹)، امام حسین نیز داراى اخلاق کریم است. «و کریم الخلائق»(۳۰)
اگر قرآن، عزیز است؛ «انّه لکتاب عزیز»(۳۱)، امام حسین فرمود: هرگز زیر بار ذلّت نمى‏روم. «هیهات منّا الذّله»(۳۲)
اگر قرآن، ریسمان محکم است؛ «انّ هذا القرآن… العروه الوثقى»(۳۳)، امام حسین نیز کشتى نجات و ریسمانِ محکم است. «انّ الحسین… سفینه النجاه و العروه الوثقى»(۳۴)
اگر قرآن، بیّنه و دلیل آشکار است؛ «جائکم بیّنه من ربّکم»(۳۵)، امام حسین نیز اینگونه است. «اَشهد اَنّکَ على بیّنه من ربّک»(۳۶)
اگر قرآن را باید آرام و با تأنّى تلاوت کرد؛ «و رتّل القرآن ترتیلا»(۳۷) زیارت قبر امام حسین را نیز باید با گام‏هاى آهسته انجام داد. «و امش بمشى العبید الذلیل»(۳۸)
اگر تلاوت قرآن باید با حزن باشد؛ «فاقروه بالحُزن»(۳۹) زیارت امام حسین‏علیه السلام نیز باید با حزن باشد. «فَزُره و انت کئیب شعث»(۴۰)
آرى، حسین علیه السلام قرآنِ ناطق و سیمایى از کلام الهى است.

 

 

 

 

قرآن و امام حسین » حرکت امام حسین بر اساس قرآن
آیاتى که امام حسین‏علیه السلام در مسیر راه به آن استناد فرمودند:
آیه اوّل: همین که نماینده یزید در مدینه (مروان) تصمیم گرفت که از امام حسین علیه السلام براى یزید بیعت بگیرد، امام فرمود: «ویلک یا مروان فانّک رجس» واى برتو، تو پلید هستى و ما خانواده‏اى هستیم که خداوند در شأن ما فرموده است: «انّما یرید اللّه لیذهب عنکم الرّجس اهل‏البیت و یطهّرکم تطهیرا»(۵۴) همانا خداوند مى‏خواهد که از شما اهل‏بیت هر پلیدى (احتمالى، شک و شبهه‏اى) را بزداید و شما را چنانکه باید و شاید پاکیزه بدارد.
آیه دوّم: امام حسین‏علیه السلام در پایان وصیت‏نامه‏اى که قبل از حرکت به کربلا نوشتند، به این آیه استناد کردند: «و ما توفیقى الا باللّه علیه توکّلت و الیه اُنیب»(۵۵) توفیق من جز به (اراده) خداوند نیست که بر او توکّل کرده‏ام و به او روى آورده‏ام.
آیه سوّم: همین که براى فرار از بیعت با یزید، از مدینه به سوى مکه خارج شدند (۲۸ رجب)، این آیه را تلاوت فرمودند: «فخرج منها خائفا یترقّب قال ربّ نجّنى من القوم الظالمین»(۵۶) آنگاه که (موسى) از آنجا ترسان و نگران بیرون شد و گفت: پروردگارا! مرا از قوم ستمکار نجات بده.
آیه چهارم: شیخ مفیدقدس سره مى‏گوید: همین که امام حسین‏علیه السلام به سوى مدینه رهسپار شد، گروه‏هایى از جن و فرشته براى یارى آن حضرت حاضر شدند، امّا امام این آیات را تلاوت فرمودند: «اینما تکونوا یدرککم الموت و لو کنتم فى بروج مشیّده»(۵۷) هرجا که باشید و لو در برجهاى استوار سر به فک کشیده، مرگ شما را فرا مى‏گیرد. همچنین آیه‏ى: «لَبرَز الّذین کتب علیهم القتل الى مضاجعهم»(۵۸) کسانى که کشته شدند، در سرنوشتشان نوشته شده بود (با پاى خویش) به قتلگاه خود رهسپار مى‏شدند.
آیه پنجم: همین که امام حسین‏علیه السلام شب جمعه سوم شعبان (قبل از حرکت به کربلا) وارد مکه شدند، این آیه را تلاوت فرمودند: «و لمّا توجّه تلقاء مَدیَن قال عسى‏ ربّى اَن یهدینى سواء السبیل»(۵۹) و چون رو به سوى مدین نهاد، گفت: باشد که پروردگارم مرا به راه راست راهنمایى کند.
آیه ششم: در مکه همین که با ابن عباس گفتگو مى‏کردند درباره‏ى بنى‏امیّه این آیات را تلاوت فرمودند: «انّهم کفروا باللّه و برسوله و لایأتون الصلاه الاّ و هم کُسالى»(۶۰) آنان به خداوند و پیامبر او کفر ورزیده و جز با حالت کسالت به نماز نپرداخته‏اند…. و همچنین آیه‏ى: «یرائون الناس و لایذکرون الله الا قلیلا» با مردم ریاکارى کنند و خدا را جز اندکى یاد نمى‏کنند. و آیه‏ى «مذبذبین بین ذلک لا الى هؤلاء و لا الى هؤلاء و من یضلل اللّه فلن تَجِدَ له سبیلا»(۶۱) در این میان (بین کفر و ایمان) سرگشته‏اند، نه جزو آنان (مؤمنان) و نه جزو اینان (نامؤمنان) و هر کس که خداوند در گمراهى واگذاردش، هرگز براى او بیرون شدنى نخواهى یافت. و فرمودند: «کلّ نفس ذائقه الموت و انّما توفّون اُجورکم»(۶۲) هر جاندارى چشنده (طعم) مرگ است و بى‏شک در روز قیامت پاداشهایتان را به تمامى خواهند داد.
آیه هفتم: در آستانه عید قربان که امام حسین‏علیه السلام از مکه به سوى کربلا حرکت کردند، نماینده یزید در مکه راه را بر حضرت بست، درگیرى با تازیانه رخ داد، به امام حسین گفت: مى‏ترسم شما میان مردم شکاف بیفکنى!! حضرت این آیه را تلاوت فرمودند: «لى عملى و لکم عملکم انتم بریئون مما اعمل و انا برى‏ء مما تعملون»(۶۳) عمل من از آن من و عمل شما از آن شما، شما از آنچه من مى‏کنم برى و برکنارید و من از آنچه شما مى‏کنید برى و برکنارم.
آیه هشتم: همین که در مسیر کربلا خبر شهادت مسلم را شنیدند فرمودند: «انّا للّه و انّا الیه راجعون»(۶۴) کسانى که چون مصیبتى به آنان رسد، گویند: ما از خداییم و به خدا باز مى‏گردیم.
آیه نهم: در نزدیکى کربلا همین که حُر به امام گفت: چرا آمده‏اى؟ فرمود: نامه‏هاى دعوت شما مرا به اینجا آورد، ولى حالا پشیمان شده‏اید و این آیه را تلاوت فرمود: «فمَن نَکَث فانّما یَنکُث على نفسه»(۶۵) پس هرکس که پیمان شکند، همانا به زیان خویش پیمان شکسته است.
آیه دهم: در مسیر کربلا همین که خبر شهادت نامه‏رسان خود «قیس‏بن مسهّر صیداوى» را شنید گریه کرد و این آیه را تلاوت فرمودند: «فمنهم مَن قَضى‏ نَحبَه و منهم مَن یَنتَظر و ما بَدّلوا تَبدیلا»(۶۶) از ایشان کسى هست که بر عهد خویش (تا پایان حیات) به سربرده است و کسى هست که (شهادت را) انتظار مى‏کشد و هیچ گونه تغییر و تبدیلى در کار نیاورده‏اند.
آیه یازدهم: همین که فرماندار کوفه (ابن زیاد) نامه رسمى براى حُر فرستاد که راه را بر حسین‏علیه السلام ببندد و او نامه را به امام عرضه داشت، امام این آیه را تلاوت فرمودند: «و جعلناهم ائمّه یدعون الى النار…»(۶۷) و آنان را پیشوایانى خواندیم که به سوى آتش دوزخ دعوت مى‏کنند و روز قیامت یارى نمى‏یابند.
آیه دوازدهم: امام حسین‏علیه السلام در کربلا درباره لشکر یزید براى دخترش سکینه این آیه را تلاوت فرمود: «اِستَحوَذ علیهم الشیطان فاَنساهم ذکر اللّه»(۶۸) شیطان بر آنان دست یافت، سپس یاد خدا را از خاطر آنان برد.
آیه سیزدهم: در روز عاشورا براى لشکر یزید این آیه را تلاوت فرمود: «فاجمعوا اَمرکم و شُرکائکم ثمّ لایکن امرکم علیکم غُمّه ثمّ اقضوا الىّ و لاتنظرون»(۶۹) شما با شریکانى که قائلید، کارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم کنید، سپس در کارتان پرده‏پوشى نکنید، آنگاه کار مرا یکسره کنید و مهلتم ندهید.
و نیز آیه «انّ ولىّ اللّه الذى نزل الکتاب و هو یتولّى الصالحین»(۷۰) سرور من خداوند است که (این) کتاب آسمانى را فرو فرستاده است و او دوستدار شایستگان است. و نیز آیه‏ى: «و انّى عذت بربّى و ربّکم ان ترجمون»(۷۱) و من از شرّ اینکه سنگسارم کنید، به خود و پروردگار شما پناه مى‏برم. و همچنین آیه‏ى: «انّى عذتُ بربّى و ربّکم من کلّ متکبّر لایؤمن بیوم الحساب»(۷۲) من به پروردگار خود و پروردگار شما از (شرّ) هر متکبّرى که به روز حساب ایمان ندارد، پناه مى‏برم.

۵۴) احزاب، ۳۳٫
۵۵) هود، ۸۸٫
۵۶) قصص، ۲۱٫
۵۷) نساء، ۷۸٫
۵۸) آل‏عمران، ۱۵۴٫
۵۹) قصص، ۲۲٫
۶۰) توبه، ۵۴٫
۶۱) نساء، ۱۴۲ – ۱۴۳٫
۶۲) آل‏عمران، ۱۸۵٫
۶۳) یونس، ۴۱٫
۶۴) بقره، ۱۵۶٫
۶۵) فتح، ۱۰٫
۶۶) احزاب، ۲۳٫
۶۷) قصص، ۴۱٫
۶۸) مجادله، ۱۹٫
۶۹) یونس، ۷۱٫
۷۰) اعراف، ۱۹۶٫
۷۱) دخان،۲۰٫
۷۲) غافر، ۲۷٫

 

ديدگاه خود را بيان کنيد