دکتر غلامحسین حیدری تفرشی

وب سایت شخصی دکتر غلامحسین حیدری تفرشی

112

عده ای سارق بر سر کاروانی ریختند.

 یکی از افراد کاروان، زیر شکم الاغی قایم شد.

 دزد او را دید و به او گفت : « این جا چه می کنی؟ »

 مرد گفت: «کرّه این الاغم.»

 دزد خندید و گفت: « اما این الاغ نر است.»

مرد گفت: «چون مادرم مرده پیش پدرم هستم.» 

 

موضوعات: طنز مدیریت

ديدگاه خود را بيان کنيد